شریعتی و علوم انسانی مسخ شده

بسم الله الرحمن الرحیم

برای فتح باب بحث درباره ادامه سکولاریزم عملی و علوم انسانی در ایران امرور، نیکوست که قطعه ذیل را از کتاب خودآگاهی مرحوم دکتر شریعتی بخوانیم که بسیار خودمانی و در عین عال جامعه شناسانه نوشته شده است:

مگر ما را, ما دنیای سومی ها, ما شرقی ها, ما مسلمان ها را چکار کردند؟ اول چنان مذهبمان را تحقیر کردند, زبانمان, ادبیاتمان, فکرمان, گذشته مان, تاریخمان, و اصلا نژادمان را , و همه چیزمان را چنان تحقیر کردند, و ما را به قدری آدمهای دست دوم حساب کردند که ما نشستیم خودمان, خودمان را مسخره کردیم! و در عوض خودشان را آنقدر بدتر و بالاتر و عزیزتر نشان دادند, به ما باوراندند که ما تمام تلاش و دعوت و آرزو و مبارزه مان برای نوکری فرنگ شد تا اینکه ادای آنها را در بیاوریم, شبیه به آنها حرکت کنیم, حرف بزنیم, راه برویم.
حتی تحصیلکرده ی دانشمند ما از اینکه زبان فارسی را از یاد برده افتخار می کند. اینهمه خریت؟ آخر “خریت” هم نمی شود گفت که به خر توهین می شود! آدم اینقدر در بی شعوری افتخار بکند, در نداشتن, در فراموش کردنش؟! خیلی عجیب است نه اینکه در فراگرفتن زبان فرنگی افتخار کند, نه در اینکه زبان خودش یادش رفته افتخار می کند!
تا این حد عاجز؟ذلیل؟
این که دیالکتیک “سوردل” است. دیالکتیک سوردل دیالکتیک بچه است. بچه وقتی که مادرش میراندش, دعوا و تهدیدش می کند, ناراحت است و برای اینکه از جمله های مادر در امان بماند به خود مادر پناه می برد. این دیالکتیک سوردل است.
نژاد برتر, ملت برتر و حتی آدم برتر برای اینکه قوم و ملت یا آدمی را به زیر مهمیز قدرت و تسلط خودش بکشاند تحقیرش می کند. به قدری مذهبش را, ایمانش را, ادبش را, فکرش را, شخصیت هایش را, گذشته اش را و همه چیزش را تحقیر می کند که او برای اینکه از مسیر تهمت ها و تحقیرهای او, از جاییکه همیشه به وسیله او تحقیر می شود, فرار کند؛ به دامن خود او پناه می برد و خودش را به شکل او در می آورد که دیگر در مسیر تهمت های او نباشد!
این است که بعضی چیزها برای فرنگی یک کالای مصرفی است, یک چیز سمبلیک است!
15% تمام اروپایی ها از سمفونی کلاسیک لذت می برند! اصلا از هر سمفونی لذت می برند! کی جرأت دارد که لذت نبرد؟ چرا؟ برای اینکه آن سمبل یک ذوق برتر است و یک ذائقه برتر و این جرأت ندارد بگوید که من نمی پسندم. یک فرنگی به سادگی میگوید خفه اش کن, این قیل و قال است, سردرد می آورد. اما یک شرقی ناچار تا آخر می شنود. چرا؟ برای اینکه جنبه سمبلیک دارد, نشانه ای است از یک برتر!
اینها همه به خاطر این است که ایمان به خویشتن را, عوامل گوناگون از آدم می گیرد و تنها چیزی که ایمان به خویشتن را برای آدم فراهم میکند خودآگاهی است.

 

سکولاریزم عملی و جامعه آرمانی اسلامی – بخش اول

بسم الله الرحمن الرحیم

در نوشتارهای گذشته، تعاریفی دقیق از سکولاریزم از قول مبدعان و مدعیانش ارائه نمودیم و مباحثی فلسفی و کلامی مرتبط با این موضوع را مطرح کردیم. آنگونه که گذشت، سکولاریزم در تعریف، تحلیل جدای دنیا از عقبی و در کلمه به معنای «این جهانی»، «دنیوی»، «گیتیانه» و متضاد با «دینی» یا «روحانی» است. برنارد لوئیس مفهوم سکولاریسم را بر آموزه‌ هایی اطلاق می نماید که مطابق آن اخلاقیات باید مبتنی بر ملاحظات اخلاقی و معطوف به سعادت دنیوی انسان باشد، و ملاحظات مربوط به خدا و حیات اخروی را باید کنار نهاد.

در این نوشتار، به آثار عملی سکولاریزم خواهیم پرداخت و سعی خواهیم نمود، حسی نزدیک به واقعیت موجود از آن ایجاد نموده و سپس به مقایسه تقاربها و تضادهای آن با جامعه آرمانی اسلامی خواهیم پرداخت.

بنابر متون تاریخی، سکولاریزم به معنی غربی آن در اروپا و برای خارج ساختن قدرت از دست کلیسا در گام اول و نهایتا بعد از شکست کلیسا، به منظور حفظ کلیسا از نابودی قطعی ساخته و پرداخته شد. با نگاهی بر تاریخ اسلام و با تطبیق تعاریف فلسفی سکولاریزم بر تاریخ، نمونه های بسیاری از سکولاریزم در اداره جامعه را می توان برشمرد. به عنوان نمونه جمله معاویه ابن ابی سفیان (علیه من الله ما یستحق) را یادآوری کنیم که بعد از صلح با امام حسن مجتبی (علیه السلام) جمله ای بدین مضمون گفت که «من با شما سر نماز و روزه نمى‏جنگيدم بلكه مى‏خواستم بر شما حكومت كنم و به مقصود خود رسيدم‏» و یادآوری می کنیم حدیثی را که برخی از سران قبایل بعد از رحلت پیامبر (صل الله علیه و آله)  جعل کردند که «نبوت و امامت در یک خانواده جمع نمی شود» و بسیاری موارد دیگر.

غرض از ذکر موارد فوق آن بود که یادآوری نماییم که مفهومی که امروز آن را سکولاریزم می خوانیم، در شکلهای مختلف در تاریخ وجود داشته و سابقه ای شاید به عمق خیر و شر دارد.

روش سکولار به معنای روش دنیا-محور، دارای ابعادی بسیار است چندان که سید الشهداء، امام حسین (علیه السلام)، در تحلیلی بسیار زیبا فرموده اند : «الناس عبید الدنیا و الدین لعق علی السنتهم یحوطونه مادرت معایشهم فاذا محصوا بالبلاء قل الدیانون » (مردم بنده دنيا هستند و دين و مذهب بازيچه زبانشان شده است و براي امرار معاش خود دين را پذيرفته‌اند، پس اگر بلائي به ايشان برسد، دينداران واقعي كمياب مي‌گردند). با چراغ این تحلیل، می توان افرادی را در سراسر تاریخ مشاهده کرده و تشخیص داد که برای مقاصد سکولار خود از دین به عنوان ابزار بهره می جویند.

به فضل الهی، در نوشتارهای بعدی با شرح دقیق استفاده های سکولار از دین و معنویت، آخرین باریکه تاریک مقدمات این مبحث را روشن می نماییم تا پس از آن بتوانیم از اشتباه در تشخیص اعمال خداخواهانه از اعمال سکولاری که در استفاده از ابزار برای نیل به هدف دنیوی، دین و معنویت را نیز به کار می گیرند، پرهیز نموده و مباحثی را درباب جامعه آرمانی اسلام مطرح نماییم.

 

افزونه 1: به علت کندی به روز رسانی « الی النور » از خدمت برادران و خواهران معتذر می باشم. امید که به فضل الهی و دعای خیر دوستان، توفیق تهذیب نفس و تلاش بیشتر شامل حال نگارنده و کل جامعه اسلام گردد.

 

در پاسخ به نقد روش برخورد با توهین کنندگان به اهل بیت (ص)

بسم الله الرحمن الرحیم

وعده کرده بودیم که مباحثی در باب یادداشتی انتقادی از روش برخورد با توهین کنندگان به اهل بیت (ص)، تقدیم نماییم.

یادداشت مورد بحث را دوستی ذیل نوشتار « ارواحنا فداک یا رسول الله » ارائه فرموده بودند که عینا تقریر می گردد:

با سلام خدمت تمامی مخلوقات خداوند اعم از انسان ها و حیوانات
واقعا فرق بین انسانیت و حیوانیت چیست .؟ اگر اندکی دور از تعصب و گرایش های ملی و مذهبی به این کره خاکی و تمامی موجودات فکر کنیم خواهیم دید که ماهم همانند یهودی و مسیحی و و نیز حیوانات مخلوقی بیش نیستیم. بهتر است نظراتمان را برای خودمان نگاه داریم .فورا با انتقاد یا هر حرکت یک قوم یا قبیله و یک موجود همنوع یا غیر همنوع رگ غیرتمان بیرون نزده و در صدد مقابله به مثل بر نیاییم.مگر نه اینکه همه انهایی که مورد بدترین توهین های ما واقع می شوند مخلوق خدا هستند پس چگونه به خود جرات می دهید اینگونه در مقابل این مخلوقات خدا واکنش نشان دهید .
اولین و اساسی ترین تفاوت انسان که آن را اشرف مخلوقات هم کرده است عقل است . همانی که شاید خیلی از این انسانها آنچنان به داشتن آن غره می شوند که ناخواسته به سخیف ترین کار ها دست می زنند.
انسان ها به واسطه همین تفاوت از اصلی ترین حقوق برخوردارند یعنی آزادی. اگر همه چیز دست خداوند است ، خداوند مقرر کرده که مخلوق خود در خصوص مسائل مذهبی که شاید وشاید و باز هم می گویم شاید خیلی از آنها زائییده تفکرات قدرت طلبان بوده و ابزاری برای بردگی فکری انسانها و حکومت بر ایشان است تامل کرده و اعتقادات خود را بیان نمایند بلکه اعتقادی درست باشد . پس بیایید حداقل ما اهالی علم و فن متفاوت تر از اربده کش ها و قداره بندهای حکومتان رفتار نموده و حداقل بجای استفاده از القاب و کلمات زشت در واکنش به یک اعتقاد که صرفا شخصی است با ارامش و در کمال ادب و متانت دلایل مستدل و مناسبی بیان کنیم.آیا تا کنون از زبان یک شهوند ایرانی جملاتی یا شعارهایی بی ادبانه علیه کشور عزیزمان ایران و یا مردمانمان شنیده اید. ؟؟؟ آیا جز این است که همواره فحش ها و ناسزاهایی که نثار خودشان ، حکومتشان و دین و آئین و اعتقاداتشان می کنیم؟؟ پس کمی منصف باشیم و مهمتر از آن انسان آزاد و آزاداندیش .

دوست گرامی،

حرف علمی با عمل تفاوت دارد و اسلام در زمینه برخورد محترمانه با انتقادهای درست و غلط، سابقه ای جدا درخشان دارد، سالها قبل از آنکه در اروپا، گالیله را برای ابراز نظر علمی درباره کواکب محاکمه کنند، ابوریحان بیرونی به مباحثه با علمای هندو و بودایی هندوستان می نشست و سالها قبل از آن ائمه اطهار به بحث منطقی با فیلسوفان یونان و … می پرداختند.

ولی…

توهین، فحش، به سخره گرفتن و …، یک اظهار نظر علمی نیست، یک «عمل تخریبی» است. شاید جالب باشد بدانید که در مکاتب حقوقی، توهین یک جرم محسوب می شود. بحث در اظهار نظر نیست، شما می توانید در نوشته ها، مباحث و منظره ها در محیطهای علمی به طریق محترمانه نسبت به هر گزاره ای که می خواهید تشکیک کنید ولی توهین مبحثی جدا دارد.

فرمودید «بهتر است نظراتمان را برای خودمان نگه داریم»، این را به تری جونز و نجفی و رشدی و … بفرمایید. ما حتی از شما آسانتر می گیریم و عرض می کنیم که نظراتتان و انتقادهایتان را بیان نمایید. فرمودید، انسانها گاهی به داشتن عقل چنان غره می شوند که به سخیف ترین کارها دست می زنند، با قطع نظر از تعریف منطقی و یا کلامی عقل و در حد درک عمومی از این کلمه، این جمله شما کاملا درست است. توهین کننده ها آنقدر به داشتن عقلی (معمولا اندک) غره شده اند که پست ترین کارها را انجام می دهند و جسارت به کسی می کنند که محبوب قلب ملیاردها انسان است. راستی، چه کسی توهین و مسخره شدن پدر و مادرش را طاقت می آورد و دم بر نمی آورد؟ مگر خدمت پیامبر (صلوات الله علیه و آله) عرض نمی کنیم که « پدر و مادرم به فدایت »، چطور انتظار دارید که از کنار این توهین به سادگی بگذریم؟ می دانید فقط فردی که پدر چندان معینی ندارد از توهین به پدرش ناراحت نمی شود، شاید این یکی از دلائل حدیثی باشد که می فرماید، توهین کنندگان به پیامبر (ص) و آل او (ع) نسب درستی ندارند. ابیات ذیل را از فردوسی، حکیم ایران زمین تقدیمتان می کنم:

برین زادم و هم برین بگذرم چنان دان که خاک پی حیدرم
دلت گر به راه خطا مایلست ترا دشمن اندر جهان خود دلست
نباشد جز از بی​پدر دشمنش که یزدان به آتش بسوزد تنش
هر آنکس که در جانش بغض علیست ازو زارتر در جهان زار کیست

در نوشتار شما نکاتی چند قابل بحث به نظر می رسند که اختصاراً، مطالبی را می آوریم:

1 – در ابتدا سلام و سلامت خود را تقدیم همه مخلوقات از انسان تا حیوان کرده اید، آیا ملاکی برای تخصیص این سلام که نشانه دوستی است قرار نمی دهید؟ اگر نه، یزید و شمر و چنگیز و هیتلر و خود جناب شیطان هم مورد سلام و دوستی شما خطاب خواهند شد که چندان مناسب نیست. یادمان باشد که یکی از فروع دین ما « تولی و تبری» است، یعنی دوستی آنانی که دوستدار حق و در مسیر آن هستند و بیزاری و برائت از دشمنان آن. فرمایش امام علی (علیه السلام) را از یاد نبریم که فرمود: «کثرت الوفاق نفاق و کثرت الخلاف شقاق» (بسیاری وفاق (همراهی با همه)، نفاق و بسیاری خلاف (مخالفت با همه) شقاق (بدبختی) است)

2 – در نوشتارتان از خدا و مخلوقاتش فرمودید و اینکه چگونه به خود جرات حمله به مخلوقات خدا را می دهیم؟ اول آنکه ما توهینی نکرده و نمی کنیم زیرا توهین دهان را آلوده می کند، آنچه می گوییم، تبیین و واضح سازی موقعیت و وضع شقاوت آنانی است که به رسول همان خدایی که فرمودید، توهین می کنند. دوم آنکه در مقام عمل، تنها تابع امر خدا و امامانش هستیم، از شما دعوت می کنم کامنتهای برادر عزیزم جناب آقای دکتر مصطفوی را ذیل نوشتار « عزای غیرت دینی و تار عنکبوت پز روشنفکری» مطالعه فرمایید که با ذکر سند، احادیث ائمه اطهار (علیهم السلام) را درباره برخورد با توهین کنندگان به پیامبر(ص) و اهل بیت (ع)، نقل فرموده اند.

3 – اینکه فرمودید خداوند تبارک و تعالی نعمت آزادی را به انسان اعطاء فرموده، حرف درستی است. خداوند تبارک و تعالی، انسان را از قید و بند اسارت طاغوتها از سایر انسانها تا بتها و هوی نفس و … آزاد کرده و او را بنده خود قرار داده است. آیا رواست که قسمت اول این جمله را بخوانیم و قسمت دوم را مخفی نماییم که شامل آیه « تومنون ببعض و تكفرون ببعض…» شویم؟ ما همانگونه که از پیروی هر چه غیر خداست آزادیم، بنده خداییم و باید به حکمش سرنهیم. حکم فرد «ساب النبی» حکمی مخدوش نیست و بارها و بارها در بیانات ائمه و علماء و بزرگان آمده است. منهای تمام این مباحث، از نظر انسانی چه دلیلی وجود دارد که در برابر جرمی آشکار که توهین به کسی است که از پدر و مادرمان عزیزتر است، ساکت بمانیم و در تار عنکبوت پز روشنفکریمان گرفتار بمانیم تا دشمنان هر چه می خواهند انجام دهند و هر حمله ای به آبروی نازنین رسول خدا(ص) که قطعا با ارزشتر از جان مبارک ایشان است، انجام دهند ولی مایی که خود را اهل علم و فن می خوانیم، از ترس آلوده شدن بساط مطهر روشنفکریمان به انگ امل بودن و تعصب و … کاری انجام ندهیم. جدا از دشمن انتظار داریم دربرابر دفاع ما از پیامبر (ص) به ما جایزه دهد یا تهمتمان بزند؟

4 – طبق حکم صریح قرآن، ما مسلمین حتی مجاز نیستیم به بتهای کافران توهین کنیم نکند که آنها در جواب خدا را دشنام دهند. آنچه می گوییم و گفتیم بیان محترمانه صفات افرادی بود که آنقدر خود را خوار و خفیف و پست می کنند که برای به دست آوردن متعی زودگذر از دنیا، به کسی جسارت می کنند که آزادی از طاغوت را به بشر هدیه داده.

5 – کاش لحن این جمله را که فرمودید « پس بیایید حداقل ما اهالی علم و فن متفاوت تر از اربده کش ها و قداره بندهای حکومتان رفتار نموده و…» دور از ادبیات ژورنالیستی و به صورت علمی و به دور از توهین به حکومتمان بیان می کردید تا قابل بحث می شد. در این شکل، قابلیت بحث ندارد و بیشتر به جمله ای از سر احساس می ماند تا تحلیل.

 

افزونه 1: پس از طرح مباحثی درباب سکولاریزم عملی و جامعه آرمانی اسلامی، به فضل الهی بحثهایی درباب کامنتهای دوستان ذیل مباحث علوم انسانی و … تقدیم خواهد شد.

جملاتی از استادی که عاشق امیرالمومنین (ع) است

بسم الله الرحمن الرحیم

چند جمله ای را از برادر و استاد محترم جناب آقای رحیم پور ازغدی، در جایی نقل شده دیدم و آن را بسیار مناسب احوال و متناسب بحث آینده یافتم. بیایید این جملات را با هم بخوانیم و برای توفیق بیشتر ایشان و همه علماء اسلام دعا کنیم:

کسانی گفتند و نوشتند که چون از دین سواستفاده می شود بنابراین راه حل ، تفکیک دین از حکومت است.ما به آنها عرض می کنیم که مگر از علم و آزادی و تکنولوژی و روشنفکری سو استفاده نمی شود؟آیا هرگز به این بهانه گفته اید که آزادی را کنار بگذاریم؟پس چرا این را فقط درباره ی دین می گویید؟نکته دوم این که حکومت دینی و جامعه دینی دست یافتنی نیست بلکه ساختنی است.یعنی فکر می کنند چون احکام اسلامی ، الهی و آسمانی است پس قرار است یک جامعه دینی از آسمان ناگهان جلوی پای ما بیفتد و فقط ما زحمت زندگی در آن جامعه را بخود بدهیم.این خانه ای است که باید طراحی کرد و ساخت.

امروز ما باید ثابت کنیم که اسلام در حوزه نظر،عقلانی است و در حوزه عمل ، انسانی و در عین حال منشاء آن الهی است ، نه بشری.

کسانی که می خواهند دین را اصلاح کنند باید خودشان را اصلاح کنند.کتاب و سنت احتیاجی به اصلاح ندارد. احتیاج به فهم و درک دارد.

ما در عصر ترجمه و تقلید به سر می بریم.کسی متفکرتر دانسته می شود که مترجم تر باشد.ما اجازه نخواهیم داشت که در عرض فرهنگ ترجمه بیندیشیم محکوم شده ایم که در طول آن بیندیشیم.

ما فقط ترجمه می کنیم.جرات بالغ شدن نداریم.جرات شک کردن به ترجمه ها را هم نداریم.

دانشگاههای علوم انسانی ما دارالترجمه شده.فقط ترجمه می کنیم.ما تاریخ علوم انسانی را می خوانیم نه خود علوم انسانی را.

نمی شود اسلام را قبول کرد اما رژیم حقوق اسلام را نخواست.جامعه درخواستی اسلام را نخواست.به لوازم اجرای عدالت اسلامی تن نداد.نمی شود اسلام را خواست ولی حقوق بشر را از غرب و منابع ماتریالیستی استنباط کرد و سپس کادو کرد و آن را به جامعه ی دینی تحمیل کرد.این تقلب است.

افزونه 1: دوستی با عنوان “انسانی از بین تمامی موجودات مخلوق خداوند” یادداشتی بر نوشته قبل ارائه فرموده اند. از برادران و خواهران عزیز خواهشمندم که یادداشت ایشان را مطالعه فرمایند. ایشان چندان موافق منطق ما در یادداشت قبل در دفاع از رسول خدا (صلوات الله علیه) نیستند ولی دارای ادبیاتی علمی و به دور از فحاشی و … هستند. بنابراین منطقا برخورد با نظر ایشان متفاوت از لجن پراکنی های افراد هتاک می باشد و ما در کمال احترام و ادب و با رعایت اصول علمی و منطقی، پاسخ شبهات ایشان را در نوشتار بعدی به فضل خدای تبارک و تعالی ارائه خواهیم نمود.

افزونه 2: از برادران و خواهران عزیز درخواست می نمایم که برای توفیق نگارنده در تهذیب نفس دعا فرمایند.

افزونه 3: عید غدیر، عید ولایت مولای تقوی، مولای سخن، مولای عدالت، برادر رسول خدا و عید اکمال دین را پیشاپیش تبریک و تهنیت عرض می نمایم.

 

 

ارواحنا فداک یا رسول الله

بسم الله الرحمن الرحیم

ظاهرا غم لجن پراکنی حقیرترین، بدبخت ترین و پست ترین انسانها به ساحت انبیاء و اولیاء الهی پایانی ندارد. شرم دارم از رسول خدا(ص)، رسول پاکی، کسی که رحمت خدا بر آدمیان است، کسی که پیامبر کامل ترین دین است، دینی که در آن نگو و نپرس نداریم و دین دار نه تنها مجاز بلکه مکلف به پرسش از مبانی اعتقادی است. دینی که بی منطقان از صهیونیست و غیر صهیونیست، در برابر استدلالهایش جوابی ندارند و فروغ تابناکش، هر روز جوانان بیشتری را در دنیای پر از فریب مذاهب و مکاتب ماده پرستی و انسان پرستی، به خود جلب می نماید و بی جوابان رو سیاه به ورطه شقاوت سقوط می کنند و ندای انسانی درون خود را به شیطان می فروشند و کینه پاکان و ائمه و انبیاء و سرور همه آنها محمد مصطفی (صلوات الله علیه و آله اجمعین) را به دل می گیرند.

خبر توهین کور عده ای کور دل به ساحت مقدس رسول پاکیها، همان کسی که حتی برای حیوانات حق و حقوق قائل شد، قلب همه را را جریحه دار کرد. در این بین چند نکته قابل تامل نیز وجود دارد که لازم است جدای از شور انقلابی ولی با داشتن آتش دل و قلب خونین،مورد بررسی عقلی قرار گیرد:

1 – هدف دشمن از این توهین کور و سخیف چیست؟ مقایسه سطح این توهین با امری که سلمان رشدی ملون مرتکب شد، نشانگر عجله دشمن در ساختن و پرداختن این وهن سخیف و ضمنا هدف گرفتن عامه مردم و نه تنها قشر علمی جامعه است.

2 – هدف قاتلان مردم مظلوم الجزایر و سایر بلاد آفریقا در فرانسه از بازنشر چند کاریکاتور سخیف تاریخ گذشته در این برهه چه می باشد؟

3 – چه ارتباطی مابین عدم توفیق الگوی اسلام آمریکایی (مدل ترکیه و …) و صهیونیست ها و عدم توفیق در مهار بیداری اسلامی با این وهن مشمئز کننده موجود است؟

4 – جهان خواران چگونه ندای فطرت و وجدان میلیاردها انسان (حتی غیر مسلمان) را خاموش می کنند که نپرسد در جامعه ای که توهین وقیح به پیامبران آزادی بیان است، چرا تنها طرح سئوال یا تشکیک در هلوکاست مجازات قطعی زندان دارد؟

5 – وظیفه ما مسلمین در دفاع از حریم رسول خدا(صلوت الله و سلامه علیه) چیست؟ و محدوده های فریب دشمن کدام است؟

6 – آیا می توانیم کاری کنیم که توفیق دفع این شر و برگرداندنش به دشمن نصیب ما گردد؟ (البته وعده قطعی الهی است که مسخره کنندگان انبیاء به بدترین عاقبت ها دچار می شوند)

 

فریاد سید و سرور نازنین سید حسن نصرالله در دفاع از حریم رسول خدا بسیار زیبا بود (اینجا) و آنانی که نفاقشان آشکارتر شد (اینجا) منفورتر شدند. دعا کنیم که ما از آنها نباشیم وگرنه به قول خسرو گل سرخی (او یک مارکسیست بود ولی هزار شرف به این منافقان داشت چون در گفته اش صادق بود):

بسپاریم بر سنگ مزارمان تاریخ نزنند تا آیندگان ندانند بیعرضه گان این برهه از تاریخ ما بوده ایم….”خسرو گلسرخی”
البته خورشید جمال رسول خدا(ص) و نام بلند او بسیار بالاتر از آن است که عوعو سگان بتواند خللی در آن وارد نماید.
اسلام علیک یا رسول الله (ص)
والسلام علی من اتبع الهدی
افزونه 1: دوستان اگر نظری درباره پرسشهای مطروحه داشتند، به نحوی اطلاع رسانی فرمایند.
افزونه 2: به زودی تحلیل شخصی خود را در باب پرسشهای فوق ذکر خواهد نمود (به امید خدا)

 

شرم از علی (علیه السلام)

بسم الله الرحمن الرحیم

ماه رمضان آمد و رفت. بزرگترین مهمانی عالم که سالانه خدای عز و جل با تجلی صفات رحمت و رحمانیتش همه بندگان و شاید همه مخلوقاتش را به آن دعوت می کند و چه با شکوه است حال آن بنده که واقعا بفهمد چه شد، چه رفت و چگونه به عید رسید. مهمانی توام با خالی کردن شکم از غذا و آب و سبک شدن دل برای پرواز و عیدی عجیب بعد از شهادت.

ماه رمضان آمد و رفت و من نیز مانند برخی دیگر از بندگان اسیر هوی و پای در باتلاق دنیا، از آن چیز زیادی نفهمیدم ولی مگر می توان هلال نازک ماه رمضان را تا شوال دید ولی چشم به خورشید این برهه از زمان و تمام اعصار تاریخ فروبست. رمضان ماه است و علی(علیه السلام) خورشید، چندان تابنده که دوست و دشمن به حرمتش کرنش می کنند و دل سنگ از یادآوری مقابله آن اقیانوس تجلی صفات الهی با طاغوتهای تاریخ آب می گردد.

برای علی (علیه السلام) در رمضان گریستم ولی نتوانستم امسال در حرمتش، در وصفش و در ثنایش بنویسم و بنگارم. چون شرم داشتم از آنکه نمی توانم اندکی درخور شیعه او بودن باشم، شرم از آنکه نامم را در سیاهه دوستدارانش بنگارم مبادا دنباله ای از آن سیاهه بلند بالا آلوده به نام اسیری از اسرای هوی نفس گردد.

علی (علیه السلام) برای چون منی مانند افسانه است آنگاه که حکومت بر کل دنیا را به هدف نفس حکومت و به عنوان نعمت از کفش کهنه بی ارزش تر می داند مگر آنکه حقی را احقاق نماید. آنگاه که در مقابل مالکیت هفت اقلیم حاضر به ظلمی حتی در حد گرفتن دانه گندم از موری نیست آنگاه که ایتام مسلمین سوار بر خلیفه مسلمین می گردد و خلیفه روی در آتش تنور می کشد تا برای آنها نان بپزد و صورت خود را به آتش تهدید کند که از ایتام غافل نگردد.

از علی (علیه السلام) چه بگویم! بگویم شجاع، که شجاعت با او معنای درست خود را یافت آنگاه که فرمود «به خدا سوگند اگر همه عرب روی در روی من بایستند از مقابله آنها واهمه ای ندارم». بگویم حکیم، آنگاه که ریشه ای در تاریخ از ارزش گرایی کاشت که تا قیام قیامت شیعیان و دوستدارانش مشکل اول جهان خواران و ظالمین هستند. بگویم «رئوف» آنگاه که برای حیوانات پیر نیز جایی می سازد که آخر عمر را راحت تر بگذرانند یا آنگاه که در هنگام غلبه زهر شمشیر آن لعین، غدایی را که برایش آورده اند به قاتلش می بخشد.

دریافتم که علی (علیه السلام) تجلی صفات خداست و اول بندگان مقرب خدای تبارک و تعالی بعد از حضرت ختمی مرتبت، محمد مصطفی (صل الله علیه و آله اجمعین) و واسطه اعظم فیض الهی است. علی (علیه السلام) جزئی از تاریخ نیست، او غایت تاریخ است، نقطه هدفی است که انسان خلیفه الله باید به او نزدیک شود. علی (علیه السلام) بسیار بزرگتر و مقرب تر از آن است که از چون منی داعیه شیعه او بودن، نزد عقل سلیم و نفس زکیه پذیرفته باشد ولی افتخار ما داشتن محبت او در دل است. همان محبتی که به لطف آتش جانسوزش، امید به اصلاح و پیروی از صراط مستقیم که به حق دین حضرت مصطفی (صل الله علیه و آله اجمعین) است، داریم.

اگر معـــاینه بینـم که قصد جــــــــــان دارد               به جان مضایقه با دوستان نه کار من است

حقیقت آنکه نه در خورد اوست جان عزیز                         و لیک در خور امــــکان  و اقتدار من است

سلام بر پیامبر (ص)، سلام بر علی (ع)، سلام بر ائمه معصومین (ع) و پیامبران (ص) و صالحین (ره)

والسلام علی من اتبع الهدی

افزونه 1: سروری بزرگوار از دجال پرسیده بودند. بسیار خلاصه عرض کنم که همیشه دو دجال داریم، یکی دجال بیرونی و دیگری دجال هوی نفس. مبارزه با دجال بیرونی چندان سخت نیست و شناخت او از آن هم آسانتر ولی به شرط آنکه فکری به حال دجال درون کنیم. نفس اماره ممکن است ما را چنان فریب دهد که شخصی که دارای مغز و تجربه فراوان است، چشمش دجال بیرون را به شکل خیر و خورشید هدایت را به شکل دجال بیابد. بسیار در تاریخ دیده ایم که افرادی هرچند بزرگ و فکور، در تشخیص حق و باطل پدیده ای اجتماعی اشتباهی را مرتکب شده اند که یک فرد عامی ولی با دل پاک و نفس مهارشده به راحتی آن را تشخیص داده است. برادر عزیزم، امروز طاغوت بیرون بسیار واضح و به قول عام تابلو است ولی نفس اماره کارهایی می کند عجیب آنگاه که افرادی با ظاهر مسلمان، به نفع صهیونیستهای آدم خوار و آمریکای جهان خوار، با معدود جبهه هایی که هنوز بویی از مرام علی (علیه السلام) در آنها می توان پیدا کرد، درگیر می شوند. بنابراین یکی از بزرگترین وظایف ما در این عصر و تمام اعصار، پالایش درون و پاک کردن قلب و توصیه به پاکی و صبر و افزودن آگاهی برای خود و جامعه مان است که ظالمین جهان خوار با دو ابزار مهم بر گرده بینوایان عالم سوار می شوند: آلودگی دلهای مریض و جهل. اگر جامعه ای افرادش را اصلاح و مریضانش را درمان و جاهلانش را آگاه نماید، جا برای دجال در آن بسیار کم و مجال برای حق فراخ خواهد بود.

 

این نوشته در دسته‌بندی نشده به تاریخ توسط منتشر شد.

چمران: تبلور امروزی انسان مکتبی

بسم الله الرحمن الرحیم

31 خرداد سالروز عروج یکی از مردان خدا به عرش و فنای او در سیر بی نهایت در وحدت با محبوب است: مصطفی چمران، عارف دل سوخته، دانشمند متخصص، مدیر برجسته، مجاهد نستوه، پارسای تقوی پیشه و در یک کلام شهید راه الله تبارک و تعالی.

اسلام مکتب عجیبی است، جدا که مکتب ساخت انسانیت انسان است. فقط این مکتب افرادی را به خود دیده که اوج لذات دنیوی را رها کرده و خود را به غم و درد محرومان آغشته اند، این طایفه شهدا تنها از جوانان دارای شور انقلابی نبودند، چمران چریک پیری بود که اقتضای سنش محافظه کاری، اندوختن ثروت و پرداختن به امور فردی بود ولی او به قول خودش سهم خود را از دنیا، شراکت در غم و رنج محرومان قرار داد و روح بلند خود را در قفس ماده پرستی و دنیا محوری غرق نکرد.

چمران یک اسوه امروزی است که به اعتقاد نگارنده در کنار امام خمینی (ره)، امام موسی صدر (خداوند او را به ما برگرداند ان شاء الله) و تنی چند از مفاخر انسانیت، از شاخص ترین چهره های مکتبی قرن اخیر می باشد. این مرد به درجه ای از اخلاص رسید که غبطه همگان را بر می انگیزد، آنجا که انگیزه خود را از جهاد فقط و فقط رضای الهی می شمارد و در زیر بمباران توپها، مظاهر جلال الهی را همراه با جمال متبلور در صحنه غروب خورشید می بیند و در مناجات با معبودش اشک شوق می ریزد.

جا دارد که احترام خود را به این شهید راه حق و رهرو راستین ائمه اطهار ابراز کرده و از خدای تبارک و تعالی بخواهیم که ما را مانند او و در راه او که راه مولایش سید الشهداء است قرار دهد ان شاء الله. که اگر این طور شد، بازی دنیا را برده ایم وگرنه علم و ثروت و قدرت و … همه مایه بدبختی آخرت خواهد بود که امام خمینی(ره) درباره چنین علمی می فرماید:

ما را رها کنید در این رنج بی حساب          با قلب پاره پاره و با سینه ای کباب

از درس و بحث و مدرسه ام حاصلی نشد          کی میتوان رسید به دریا ازین سراب

 

این نوشته در دسته‌بندی نشده به تاریخ توسط منتشر شد.

عزای غیرت دینی و تار عنکبوت پز روشنفکری

بسم الله الرحمن الرحیم

مثل الذين اتخذوا من دون الله اولياء كمثل العنكبوت اتخذت بيتا و ان اوهن البيوت لبيت العنكبوت لو كانوا يعلمون

اخیرا در خبرها آمد که موجودی که نمی دانم آن را چه بنامم، در عربده هایی که در استدیوهای آلمان به عنوان موسیقی ضبط می کنند، به خود جرات جسارت به ساحت مقدس یکی از ائمه اطهار داده و آتش جهنم و بدبختی دنیا را برای خود و طرفداران، حامیان و محرکانش خریده است.

اولائک کالانعام بل هم اضل – آنها مانند حیوانات هستند و شاید گمراه تر

این فاجعه بزرگ در حالی صورت گرفته که در سایت منتسب به بی دینان رسمی (بالاترین) که به شدت از حمایت صهیونیستها و بهائیان و همه لاشخوران مشهور عالم برخوردار است، مدتهاست به صورت بی نام و نشان به ساحت این امام همام جسارت می شود تا زمینه را برای این توهین علنی فراهم نمایند زیرا که بعد از عدم برخورد دینداران با جانوران توهین کننده به امام در آن مجموعه خبیث، نوبت به توهین علنی با نام یک خواننده رسیده تا جامعه را بیش از پیش برای بی دینی و لاقیدی و نهایتا افتادن در یک قید بزرگ (آدمخواران صهیونیست) آماده نمایند.

اینجانب این فاجعه عظیم را به امام زمان (عج) و امید مستضعفان و صالحان و تمام امت اسلام تسلیت عرض نموده و در این نوشتار سعی خواهم نمود تا گوشه ای از مکر شیطانی دشمن را بر خوانندگان محترم آشکار نمایم.

اول – موضوع توهین به مقدسات یکی از روشهای معمول شیاطین استعمارگر برای ضعیف نمودن اعتقادات و سنجش میزان حساسیت جامعه اسلام نسبت به مقدسات می باشد. توجه نماییم که اگر امروز این جانوران جرات جسارت به امام را به خود می دهد، به علت سکوت ما در یکسال و اندی اخیر درباره توهین های بی نام و نشان سایر لاشخوران و ریزه خواران آنهاست و اگر امروز امت اسلام به این فاجعه واکنشی درخور نشان ندهد، فردا باید منتظر توهین به سایر ائمه اطهار و پیامبر اسلام (صلوات الله علیهم اجمعین) باشیم.

دوم -یکی از روشهای مهار نخبگان یک جامعه برای گردن نهادن به یوغ استعمار، گرفتار کردن آنها در بند و کلاف ژست های مجازی است که یکی از مهمترین آنها پز و ادای روشنفکری است که در آن اصل نانوشته ای وجود دارد که روشنفکر باید فردی بی غیرت باشد و حمیت و غیرت خود را نسبت به حق و حقیقت و عدالت به کناری انداخته و تنها به تحلیل (ترجیحا سکولار) وقایع بپردازد. برای روشنفکرانی که خود را با ملاکهای احمقانه ای که تنها پز روشنفکری را هدف قرار داده اند، واکنش قاطع نسبت به توهین به مقدسات و بی عدالتی و … امری زشت و دور از ساحت مجازی روشنفکری به شمار می رود. این امر یکی از بدترین تهدیدات پیش روی جامعه ماست که بسیار نسبت به آن غفلت کرده ایم. اگر امروز جانوری جرات جسارت علنی به ائمه اطهار را به خود می دهد به علت برخورد سیاسی و با پز روشنفکری ما نسبت به توهین بی نام و نشان در سال گذشته است.

سوم – یکی از روشهای شیطان به اعتراف خود ابلیس، ارائه مکر خود در لفافه (پوشش) حرق خوب و حق می باشد. استفاده از این روش در این جسارت نیز به چشم می خورد که عملا زدن دو تیر با یک نشان است. ظاهرا این جانور در عربده های خود، ناملایمات اجتماعی و فساد موجود در جامعه را بر سر امام داد زده و مثلا به قول روشنفکری از مدل بی غیرت و حمیت غربی، نام امام را دستمایه اعتراض خود قرار داده است. برادران و خواهران عزیز توجه داشته باشند که مکر شیطان در این مورد بسیار ظریف است و با این کلک، هم پوششی حق به جانب برای هدف اصلی خود که همان جسارت به امام همام است فراهم نموده و هم به صورت ضمنی امام و رهروان او را عامل دزدی ها و فساد موجود در جامعه ما قلمداد نموده است در حالیکه کسانی که در جامعه اسلامی فساد می کنند، خود رهرو شیطان و در عمل همراه سکولار همین جانوران می باشند و مسلمان حامی و رهرو امام مبری از فساد است و شرط پیروی از امام، دوری از شیاطین و فساد آنهاست.

اینجانب به عنوان عضوی از جامعه دانشگاهی ایران اسلامی، تنفر و انزجار خود را از این اقدام وقیح لاشخوران اعلام می نمایم و از علمای اسلام می خواهم که با مراجعه به مراجع فتوی، حکم این عمل را اعلام نمایند.

ضمنا اینجانب به صورت علنی و با نام و نشان خود اعلام می نمایم که در صورتی که حکم این جانور اعدام باشد، اینجانب جدا از هرگونه پز روشنفکری سکولار، به عنوان یک مسلمان مکتبی، حامی و در صورت امکان و توفیق مجری این حکم خواهم بود و در این راه هرگونه توهین و دردسری را که از طرف این جانوران بی دین و حامیان لاشخورشان روا گردد، در راه رضای خدا پذیرا بوده و از خدای عز و جل می خواهم که نام مرا در روز قیامت در فهرست آنهایی که شنیدند به امامشان ظلم می شود ولی از ترس موقعیتشان دم بر نیاوردند، ثبت ننماید. و العاقبه للمتقین

ضمنا از تمام دوستان عزیز و مسلمین گرامی اعم از شیعه و سنی، خصوصا قشر دانشگاهی می خواهم که با پاره کردن بندهای مجازی روشنفکر نمایی سکولار تنیده شده به پیکر فکر و عملشان، نسبت به این عمل قبیح ابراز انزجار نموده، با تمام قوای فکری خود به فکر تنبیه دشمن و اذناب و ریزه خوارانشان باشند و در این راه مصالح دنیوی اعم از سیاسی (چپ و راست و …) و ترس از عقوبت دنیا را دور بریزند و با تمام قوا به مبارزه عملی با دشمن قدار برخیزند که امروز روز مصیبت بار عاشورا برای امام علی النقی (ع) است که دشمن بر او می تازد و خیر دنیا و آخرت برای یاری کنندگان امام و خواری و بدبختی و ننگ دنیا و آخرت بر کسانی خواهد بود که از ترس موقعیت و پز روشنفکری به ساکتین و راضیان به این واقعه پیوسته اند.

خداوند همه ما را از صالحین قرار دهد ان شاء الله

ربنا آمنا فاكتبنا مع الصالحين

حسین محمدی زنجانی – اردیبهشت 1391

این نوشته در دسته‌بندی نشده به تاریخ توسط منتشر شد.

جوک قومیتی

دوستان میدونستید که نقل جوک های قومیتی و مسخره کردن اقوام از نظر ظاهر و زبان و … چه مضراتی داره؟ بشمار:

1 – طبق فتوی تقریبا همه مراجع، غیبت دست جمعی حساب میشه و در نتیجه حلالیت گرفتن براش سخت رو به غیر ممکنه و روز قیامت بابای آدم رو در میاره

2 – باعث بریدن فرزندان از فرهنگ پدر و مادر و تبدیل اونها به موجوداتی بی ریشه و بی خاصیت میشه

3 – باعث عقده حقارت و خود کم بینی و عدم اعتماد به نفس بین افرادی میشه که قراره این مملکت و جهان اسلام رو بسازند و با ماتریالیستهای پر رو کل کل کنند.

4 – باعث جایگزینی فرهنگ سخیف و بی مایه جهانی (فعلا آمریکایی) با فرهنگ اصیل میشه. نتیجه اش میشه سردی روابط خانواده ها، مصرف احمقانه هر چیزی که برند خارجی داشته باشه، بیکاری فارغ التحصیلان ایرانی در کنار خرید کالاهای چین و ترکیه و تایلند و هر جهنم دره دیگه ای به جای کالای ایرانی حتی اگر ایرانیه خوب باشه.

و …. بشمار

من که شخصا این بلای احمقانه رو ترک کردم، به شما هم توصیه می کنم کلا این میراث کثیف انگلیسی های پلید رو که زمون رضا شاه ساخته شده، رو اهدا کنید به ملکه انگلیس

 

 

این نوشته در دسته‌بندی نشده به تاریخ توسط منتشر شد.

نوشتارهای خودمونی

بسم الله الرحمن الرحیم

با توجه به گله مندی دوستان از به روز شدن دیر به دیر الی النور و سخت بودن تنظیم مطالب مورد نظر در ستونهای اصلی و با عنایت به وجود مطالب مهم و اورژانسی که میشه اونها رو در قالب خودمونی به صورت خلاصه ارائه داد، ستون «خودمونی» رو در الی انور با یادداشت های کوتاه و ادبیات خودمونی شروع می کنم. امیدوارم که مورد رضایت حضرت حق و مفید برای دوستان عزیز باشه

حسین محمدی

راستی: سال نو مبارک. امیدوارم خداوند تبارک و تعالی سال جدید رو سالی پر از خیر و برکت و هدایت برای همه امت اسلام قرار بده.

 

این نوشته در دسته‌بندی نشده به تاریخ توسط منتشر شد.