نخبگان :: بخش اول – نخبه کیست؟

بسم الله الرحمن الرحیم

نخبه کلمه‌ای است عربی هم خانواده با منتخب و انتخاب که درفارسی واژه‌های نزدیک مانند برگزیده و در لغت آنگلوساکسون کلمه elite را هم معنای خود می‌یابد.مفهوم نخبه در بیانی ساده افراد ممتاز از جهت علم، تاثیر اجتماعی، ثروت،ارتباطات، قدرت و سایر مولفه‌های مورد توجه و نیاز جامعه را دربر می‌گیرد. بدین بیان نخبگان شکل دهندگان تاریخ با نیروی توده مردم هستند.

«نخبه» يا اليت از ريشه لاتيني eligere به‎معناي «گزيدن» است و به مفهوم كساني است كه در يك جامعه يا گروه به سبب ويژگي‎هاي واقعي، ادعايي و يا تصوري، جايگاهي ممتاز و برجسته دارند. در ادبيات سياسي مفهوم نخبگان يا سرآمدان معمولا به دارندگان مناصب عالي در درون نظام سياسي اشاره دارد؛ به اين معني اليت همان حكومت‎كنندگان هستند. اما معناي دومي كه براي اين واژه به‎كار رفته در مورد گروه‎هايي است كه گمان مي رود به دليلي برتر از گروه‎هاي اجتماعي ديگر هستند، هرچند كه حكومت را در دست نداشته باشند. مفهوم اليت در اين معنا داراي نوعي بار اخلاقي و ارزشي است. از اين منظر در هر جامعه يا گروه اجتماعي، اقتصادي، سياسي، فرهنگي و… فرد يا افرادي به سبب توانمندي هاي شخصيتي‎شان برتر از ديگرانند و حق آن‎هاست كه از امتيازات پيشوايي و رهبري برخوردار شوند. ماكياولي، اليت را به مفهوم گروه حاكمه اي تلقي مي كرد كه اراده و مردانگي لازم را براي پاسداري از مباني قدرت خود، آشكار مي سازد. همچنين در اين راستا عده اي اعتقاد به گروه نخبه و عده اي اعتقاد به گروه نخبگان در ساختار قدرت نظام‎هاي سياسي دارند و براي توضيح توزيع قدرت در يك جامعه، در كنار نظرياتي مانند كثرت‎گرايي، توتاليتاريسم و دموكراسي از نظريه نخبه‎گرايي دفاع مي كنند. در كنار تقسيم‎بندي‎هايي چون نخبگان اجتماعي، سياسي، اقتصادي، نظامي و فكري؛ كساني چون «دارندرف» با اين تلقي از اليت ها، به‎عنوان گروه‎هايي كه ايفاي كارويژه هاي خاصي را بر عهده دارند، هفت نوع اليت رهبران اقتصادي، رهبران و  برجستگان سياسي، برجستگان علمي، روحانيون، صاحبان وسايل ارتباط‎جمعي، فرماندهان و برگزيدگان ارتش و نيز برگزيدگان دستگاه قضايي را تميز داده‎اند. البته اختلاف بين نخبه‎گرايان و طرفداران دموكراسي و نيز چگونگي تغيير و گردش نخبگان و همچنين ويژگي‎هايي كه براي دارندگان آن‎ها (حق حكومت و رهبري) نسبت به ديگران، به‎همراه مي آورد، همواره محل نزاع و آراي مختلف بوده است. ضمن اين كه اصطلاحات «نخبگان حاكم»، «نخبگان قدرت»، «طبقه حاكم» و… نيز براي توضيح و تبيين هرچه بهتر نظريات نخبه‎گرا توسط انديشمندان غربي مانند ماكياول، پارتو، موسكا، ميشلز و… به‎كار رفته است. (نقل از http://borjak.ir/fa/pages/?cid=831)

نخبگی یک فرد حاصل برآیندی از وضعیت اجتماعی، خانوادگی، استعدادهای ذاتی، تلاش و کوشش فردی و شرایط و حوادث زمان خواهد بود. بدین ترتیب آشکار است که ذات نخبه بودن دلیل بر خوب بودن نیست چندانکه معاویه، عمروعاص، حجاج یوسف و هیتلر نیز نخبگان بزرگی در عصر خود بوده‌اند که از موقعیت پیش آمده برای تباهی انسان و اسارت او استفاده نموده‌اند و در مقابل ائمه اطهار، دانشمندان مخلص و شهداء نیز هستند که نخبگی خود را نثار هدفی دیگر نموده‌اند. بنابراین، نخبه شدن یک فرد، در یک کلام تابع شرایط خدادادی (اعم از استعداد فردی و شرایط خانواده و اجتماع) و کوشش فردی اوست. چندانکه افراد زیادی را دیده‌ایم و در تاریخ سراغ داریم که با وجود شرایط محیطی از کوشش برای مبرز شدن به هر دلیلی امتناع کرده‌اند. در این راستا نخبگان را می‌توان در دستجات مختلف طبقه بندی نمود که دایره‌ای وسیع را از نخبگان علمی تا اربابان تزویر و حتی شیادانی که خود را در جامعه نخبه واقعی جا می‌زنند و در این راستا موفق نیز می‌شوند، پوشش می‌دهند.

در کلام آینده از مصادیق نخبگی در جامعه امروز ایران و جهان اسلام سخن آورده و درباب مسئولیت اجتماعی آنان بحث خواهیم نمود. فی الحال آیه مبارکه ۱۸۷ از سوره آل عمران را حسن ختام قرار می‌دهیم:

وَإِذَ أَخَذَ اللّهُ مِيثَاقَ
الَّذِينَ أُوتُواْ الْكِتَابَ لَتُبَيِّنُنَّهُ لِلنَّاسِ وَلاَ
تَكْتُمُونَهُ فَنَبَذُوهُ وَرَاء ظُهُورِهِمْ وَاشْتَرَوْاْ بِهِ ثَمَناً
قَلِيلاً فَبِئْسَ مَا يَشْتَرُونَ

ترجمه: خدا از اهل کتاب پيمان گرفت که
کتاب خدا را برای مردم آشکار سازند، وپنهانش مکنند ، ولی آنها پس پشتش
افکندند و در مقابل ، بهای اندکی گرفتند چه بد معامله ای کردند

 

افزونه ۱: با خبر شدیم که بنده‌ای خوب و شریف از بندگان خدا جناب آقای مجتبی خوئینی به رحمت ایزدی پیوسته. از دوستان عزیز خواهشمندم که فاتحه‌ای برای روح این جوان عزیز نثار کرده و همه به یکدیگر یادآوری کنیم که ممکن است هر لحظه پرونده اختیار حیاتمان بسته شود و درگیر آخرتمان باشیم که با اعمالمان در دنیا رقم زده‌ایم. آخرتی که پس از مرگ قابل تغییر نخواهد بود.

افزونه ۲: گفته می‌شود که یکی از دلایل افزایش سرطانهای ریه و خون در غرب کشور اورانیوم ضعیف شده موجود در گرد و غبار هواست که ار بیابانهای عراق نشات می‌گیرد. آمریکا در دو جنگ اخیر خود در عراق ۲۳۲۰ تن اورانیوم ضعیف شده استفاده کرده. برخی اوقات شک می‌کنم که امپریالیستها رهرو شیطانند یا شیطان رهرو آنها؟ در هر حال لعنت خداوند بر هر دوی آنها و جاده‌ صافکن‌هایشان.

 

این نوشته در دسته‌بندی نشده به تاریخ توسط منتشر شد.

1 فکر می‌کنند “نخبگان :: بخش اول – نخبه کیست؟

  1. علیزاده نیا

    به نام خدا
    سلام
    آدم به درد مردم نمی خنده
    دیروز سر کلاس بودم، داشتم درس می دادم و نمیدونم یکی از شاگردهای خوبم چی گفت که من در جوابش گفتم: من شاید در طول دوره تحصیلم دو تا ” استاد واقعی” داشتم. بعدش بهش گفتم منظورم از استاد و معلم واقعی ، شخصی هست که از خودش اندیشه داشته باشه و فرهنگ ساز باشه، بتواند بر دیگران تاثیر بگذاره و تغییر ایجاد کنه. خلاصه اینکه روشنفکر باشه و هدف وی داشتن و ساختن یک جامعه ایده آل باشه. اون دانشجو به فکر فرو رفت و سکوت کرد.
    بعدش گفتم: بچه ها !همان استادی که من و خیلی از دانشجوهای دیگه ایشان را به عنوان تنها استاد واقعی خودمون میدونیم، اعتقاد دارند که در مقام معلمی هستند نه در شأن واقعی آن! این همه فروتنی!
    بعدش یه خاطره از ایشان تعریف کردم ، گفتم یک روز همه ما در کلاس بودیم و استاد مشغول تدریس بودند. در این هنگام صدای سرفه های شدیدی از بیرون کلاس به گوش رسید. شخصی در سالن با صدای بلند وبه صورت پیوسته و مداوم از ته دل سرفه میزد و البته این صدا کمی خنده آور بود. بچه های کلاس یکدفعه شروع به خندیدن کردند اما استاد غمگین شد و بعد از یک مکث کوتاه گفت: آدم به درد مردم نمیخنده.و درس را ادامه دادند. من تحت تاثیر قرار گرفتم و این جمله را همان لحظه بالای دفترم یادداشت کردم. هنوزهم این جمله بالای دفترم هست.
    بعد از اینکه حرف هایم تمام شد، همه ی دانشجوهایم می خواستند اسم آن استاد و معلم واقعی را بدانند و من با افتخار گفتم:حسین محمدی.

    پاسخ

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>